تبليغاتX
بچه های شهرک توحید

بچه های شهرک توحید

شب, رو سیاه بدی های روز است !!

.؟!:|/,

آن به که در این زمانه کم گیری دوست

                                    با اهل زمانه ، صحبت از دور نکوست

آن کس که به زندگی تورا تکیه به اوست

                                    چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست ....

 

چون دو دریچه روبروی هم

 

                               آگاه ز هر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

 

                              هر روز قرار روز آینده

 

اکنون دل من شکسته و خسته ست

 

                              زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

 

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد

 

                             نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد.........

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 20:33  توسط محمد   | 

( ***)

این آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان آنچه خوبان همه دارند، ایشان به تنهایی دارد، از دانش آیت الله حسنی بگیر تا غیرت الله کرم و اعصاب کوچک زاده و زیبایی احمدی نژاد، موجود بی نظیری است. آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان، شوخی شوخی گفت: « پیامبران و در راس آنها پیامبر اسلام(ص) در تمام مدت حیات خود جز حرف زدن کاری انجام ندادند.» وی همچنین برای اینکه اثبات کند که الکی الکی حرفی از دهانش درنرفته است، اعلام کرد که: « جانبازان سربار جامعه و دانشگاه اند.» به دنبال این اعلام نظر موسع، گروهی از جانبازان 30 درصد تا 50 درصد در دانشگاه اصفهان به ایشان اعتراض کردند که احتمالا بعد از اعتراض یا تبدیل به جانباز 70 درصد و 80 درصد می شوند یا مدتی مفقود الاثر می شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 21:51  توسط محمد   | 

سیوند

رحیم مشایی اعلام کرد :

آبگیری سد سیوند در هفته آینده قطعی است .

            TinyPic image 

کاریکاتور : نیک آهنگ کوثر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 15:41  توسط محمد   | 

تصورش رو کن ..!!!

 

اگر .........

فرض کنید 56 سال دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردد چه اتفاقی ممکن است روی دهد :

 

شنبه 31 /2/1440   امروز ثبت نام از کاندیداها برای بیست و سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد تا ظهر امروز حدود 556 هزار نفر برای این انتخابات ثبت نام نموده اند . که تاکنون هیچ رجل سیاسی معروفی در بین آنها دیده نمی شود زمزمه هایی مبنی بر حضور برخی از روسای جمهور سابق از جمله جناب آقای هاشمی رفسنجانی که اکنون بیش از یک صد و بیست سال عمر دارد به گوش می رسد اما وی آن ها را تکذیب می کند ( تورا ما چشم در راهیم البته نه شباهنگام ...!!!!)

 

یک شنبه 1/3/1440   بالاخره بعد از ظهر دیروز اولین چهره سیاسی سرشناس برای ثبت نام به ستاد انتخابات کشور رفت . این فرد احمد توکلی دوم بود ایشان که نوه احد توکلی اول می باشد . پس از فوت پدر بزرگ ( که رکوردار شرکت در انتخابات بود ) و باز نشستگی پدر جای آنها را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری گرفته است و الان دو سه دوره ای می شود که در انتخابات کاندید می شود تا نام خانواده توکلی را زنده نگه دارد و جالب این است که ژن رای نیاوردن را از پدر و پدر بزرگ به ارث برده اسدت . تا ظهر امروز شمار کاندیداها از مرز یک میلیون و بیست هزار نفر گذشته است .

 

 

 دوشنبه 2/3/1440   جهت جلوگیری از افزایش بی رویه کاندیداها ستاد انتخابات کشور اعلام نمود تنها کسانی می توانند کاندید شوند که 7 سال آنها پر شده باشد . با این حساب بیش از نیم میلیون نفر از کاندیداها از لیست حذف می شوند اما همچنان ثبت نام ادامه دارد . صبح امروز هدیه تهرانی ، علی دایی ، جواد یساری  ،جواد خیابانی ، رضا عنایتی و اکبر استاد اسدی در ستاد انتخابات کشور حاضر شدند  و اعلام کادیداتوری نمودند .

علی دایی پس از ثبت نام در حضور همه خبرنگاران خارجی و داخلی قول داد اگر رئیس جمهور شد از فوتبال خداحافظی کند . رضا عنایتی که به تازگی برای نود و نهمین بار بینی خود را عمل کرده  وضع جسمانیش را عالی اعلام نمود و گفت با این که رئیس جمهوری از آقای گلی خوب تره! اما همچنان برای آقای گلی تلاش می کنم . بعد از ظهر امروز آخرین مهلت  ثبت نام می باشد با وجود شرایط ستاد انتخابات تا ظهر امروز شمار کاندیداها از مرز 7 میلیون نفر گذشته است اما سوالی که ذهن همه را مشغول کرده این  است که آیا هاشمی می آید یا نه ؟؟........

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 17:42  توسط محمد   | 

درخواستی

سلام

 بلاخره من از تور ایران گردی برگشتم ( حالا خوبه از شاه عبدل عظیم اونورتر نرفتم )

و تو نظرات دیدم که یه نفر یه فایل PDF  خواسته ..............

ویرایش جدید کتاب کاریکلماتور ( به هرکی قبلا دانلود کرده پیشنهاد می کنم حتما اینو دانلود کنه )

دانلود 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 12:46  توسط محمد   | 

انجمن شاعران ..

 

انجمن شاعران ناشی :

از آنجا که بعضی از نشریات برای خودشان جلسات شعر و قصه دارند ،ما هم به پیشنهاد ملخ الشعرای وبلاگ یک انجمن ترتیب دادیم ، به نام ( انجمن شاعران ناشی ) دوبیتی های زیر حاصل اولین جلسه انجمن است که هر کسی از نگاه خودش به بهار نگاه کرده آن هم چه نگاه های لطیفی ! خوش به حال خودمان که یک چرت بهاری زدیم و نفهمیدیم جلسه کی تمام شد ! به قول گوینده های تلویزیونی : ( با هم پی می گیریم :  )

 

خمار لو

بهار آمد و من خواب و خمارم

هوای درس خواندم هم ندارم

خوش آن وقتی که مثل خوابگردان

سرم را روی بالش بگذارم

 

زرنگ آبادی

بهار آمد مدارس شده تعطیل

عمویم آمده از شهر منجیل

نه فرصت می کنم شیمی بخوانم

نه این که بشکنم یک دانه آجیل

 

میرزا کوفته تبریزی

بهار آمد، دلم خون شد از این چیز

نه عیدی گیرم آمد ، نه فلان چیز

خوشا پاییز و گردش توی جالیز

خوشا آن دم که بر گردم به تبریز

 

شکم بشکه

بهار آمد و من خوشحال و خندان

شدم مهمان دایی و عمو جان

زبس خوردم من از این و من از آن

نه لب ماند و نه فک ماند و نه دندان

 

خیار سالادی

بهار آمد و ما عازم پاوه

به همراه تمام خانواده

هنوز از در نرفته سوی ماشین

رسید یک عالمه مهمان ز ساوه !!

 

سر به هوا

بهار آمده به صحرا و در و دشت

دو روز عمر را باید همی گشت

اگر عیدی نگیرم می روم قم

اگر عیدی بگیرم می روم رشت

 

خیر ندیده

بهار آمد شقایق بی قراره

گمانم توی کفشش میخ داره

من از چشمان او فهمیده بودم

شقایق از حقایق غصه داره

 

ملخ الشعرای وبلاگ

بهار آمد به روی سقف و دیوار

گل روزنامه سقفی شد پدیدار

میانش ورپریده می درخشد

مثال یک ستاره در شب تار

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 15:56  توسط محمد   | 

شعر

 

شعرهای ناشیانه :

ارباب خودم عیدت مبارک

 

ارباب خودم سلام و علیکم

ارباب خودم سری بالا کن

ارباب خودم مردم ایران

بچه ها و پیرها و جوانان

 

ارباب خودم چشمها رو باز کن

نوروز اومده اخمها رو باز کن

 

ارباب خودم پسته و بادام

مژده ای دارم برای مردم

 

ارباب خودم کشک و بادمجون

همه چیزها میشه ارزون ارزون

تخم مرغ و گوشت ، فت و فراوون

روغن و برنج و نفت و صابون

ارباب خودم فلفل ریزه

لباس بچه ها چقدر تمیزه !

بازی در میارن توی کوچه

جیبهاشون پر از نقل و کلوچه

 

ارباب خودم این ورپریده

بامزه تر از خودش ندیده !

روزنامه سقفی اش به راهه

قربانش برم که خیلی ماهه !!!!..؟؟؟

ارباب خودم خسته نباشی

سالی را تو پشت سر گذاشتی

سال دیگری آغاز گشته

یادمون نره آنچه گذشته

 

ارباب خودم فندق و پسته

مثل گلی بر سبزه نشسته

قربانش برم  کارش درسته

دست از خوبی ها هنوز نشسته

 

ارباب خودم عیدت مبارک

در سایه ایزد تبارک !

                                                                       کاکا لنگ دراز

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 11:0  توسط محمد   | 

اطلاعیه

 

 

توجه                               توجه                               توجه !!!!

به این وسیله ما وبلاگ نویسان اعلام می فرماییم : که به خاطر بار کمر شکن گرانی ، امسال عیدی های خود را یک جا و به صورت دلار دریافت می داریم . هیچ گونه عذر و بهانه ای هم در این مورد قابل قبول نیست . نسیه هم داده نمی شود . حتی به شما . به پدر و مادران هم تا اول برج یک ریال وام قرض الحسنه نمی دهیم . لطفا التماس نکنید .

                                        انجمن وبلاگ نویسان مقیم خیابان بی نام ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:59  توسط محمد   | 

هفت سین

 

7 سین راننده ها :

عباس آقا راننده کامیون های سنگین و نیمه سنگین ، ضمن تماس با دفتر مجله و ضمن عرض سلام و ضمن عرض تبریک سال نو و ضمن آرزوی موفقیت برای ما و دوستان شنگول منگول و دسته گل خود را از طرف داران نشریه آن لاین اعلام کرده ، و گفت : که هفت سین راننده ها عبارت است از : 1:سرعت   2: سبقت  3: ساسات 4: سیم بکس 5: سویچ 6: سرسیلندر  و 7 : سفر ..

در ضمن ایشان سر سفره 7 سین شمع و پروانه و آینه هم می گذارند !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:55  توسط محمد   | 

کتاب الکترونیکی

سلام

دو تا فایل PDF  گذاشتم که واقعا عالی هستن ، حتما دانلود کنید ....

نکته های کوچک زندگی در دو جلد :

دانلود جلد اول

دانلود جلد دوم

لینک دانلود تصحیح شد .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 0:26  توسط محمد   | 

س ه ر ا ب

با مرغ پنهان


حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
در کجاهستی نهان ای مرغ
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخ های شوق ؟
می پری از روی چشم سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ادرک بال و پر ؟
هر کجا هستی بگو با من
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن
آفتابی شو
رعد دیگر پانمی کوبد به بام ابر
مار برق از لانه اش بیرون نمی اید
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا
روز خاموش است آرام است
از چه دیگر می کنی پروا ؟

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 22:46  توسط محمد   | 

حامدکمیلی

عکس های حامد کمیلی

 

منبع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:40  توسط محمد   |