۱. وقتی می خواهم خون گریه کنم قلبم را به چشمم پیوند می زنم .
2. ستارگان بچه های سرراهی هستند .
3. برای اینکه قفس مزه محبوس بودن را بفهمد آن را داخل قفس بزرگتری قرار دادم.
4. پرنده محبوس آئینه را شکست تا دو پرنده را در قفس نبیند .
5. مضحک تر از این نیست که پرنده اختیار در قفس خودش را هم ندارد .
6. پرنده سعی می کرد طوری بایستد که لااقل سایه اش بیرون قفس بیافتد.
7. پرنده ای که روی تنگ ماهی نشسته بود به ماهی گفت « پرواز کن سقف قفست خراب شده است ».
8. غم ، سیفون اشکم را کشید .
9. وقتی چشم پرنده به گربه افتاد از میله های قفس تشکر کرد.
10. فواره آب را به هوا تزریق کرد.
11. به عقیده گیوتین سر انسان زیادی است .
12. برای اینکه خورشید را تحقیر کنم در جشن تولدش شمع روشن کردم .
13. ساعتم وقتی به خواب می رود خواب ساعت زنانه می بیند .
14. پرنده از ساق پایش متنفر است چونشباهت زیادی به میله های قفس دارد .
15. سیم تلفن مشغول سخن چینی بود .
16. اغوشش به اندازه ای گرم بود که بدنم تاول زد .
17. معشوقه ی جفا پیشه هوای چشمانم را بارانی اعلام نمود .
18. بدن شب را با چراغ قوه زخمی نمودم .
19. شیشه عمر ماهی همان تنگ آبش است .
20. ابر شبانه ، عاشق آسمان بی ستاره است
منبع : وبلاگ زیبای ستاره کوچک خوشبختی